مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سید مسعود حسینی
کلیدواژه ها : کلیدواژه¬ها اسيد اسكوربيك - لکوس سرولئوس - تگمنتوم شکمی - پاراژيگانتوسلولاريس - اعتياد به مواد مخدر - موش
: 7017
: 402
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: مطالعه هاي اخير نشان مي دهند كه سيستم هاي گلوتامينرژيك و دوپامينرژيك در بروز علايم ترك اعتياد دخالت دارند. اسيد اسكوربيك كه از انتهاي نورون هاي گلوتامينرژيك آزاد مي شود، باعث تعديل فعاليت اين دو سيستم در هسته هاي لكوس سرولئوس، تگمنتوم شكمي و پاراژيگانتوسلولاريس و تعديل رفتارهاي حيوان مي شود. هدف: مطالعه به منظور تعيين تأثير تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته هاي لكوس سرولئوس، پاراژيگانتوسلولاريس و تگمنتوم شكمي مغز بر سندرم ترك اعتياد به مرفين در موش هاي سفيد صحرايي انجام شد.مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربي كه در سال 1386 در دانشگاه علوم پزشكي قزوين انجام شد،80 موش صحرايي نر نژاد ويستار با وزن 250 تا 300 گرم به دو گروه تقسيم شدند. گروه شاهد (10 موش) محلول آب و سوكروز 3 درصد دريافت كردند. گروه معتاد (70 موش) محلول آب و سوكروز 3 درصد و مرفين ( به ترتيب هركدام از دوزهاي 4/0، 3/0، 2/0 و 1/ ميلي گرم بر ميلي ليتر براي 48 ساعت و 4/0 ميلي گرم بر ميلي ليتر براي بقيه روزها تا روز 21 ) دريافت كردند. اين گروه معتاد به 7 زير گروه يك گروه مرفين، سه گروه sham operated و سه گروه مرفين- اسيد اسكوربيك تقسيم شدند. حيوان هاي گروه operated sham كانول گذاري شدند، ولي محلولي به هسته هاي مغزي آنها تزريق نشد. در گروه مرفين- اسيد اسكوربيك در پايان روز 21 و پنج دقيقه قبل از تزريق نالوكسان، يك ميكرو ليتر محلول اسيد اسكوربيك 8 ميكرو گرم در ميكروليتر به درون هسته هاي مغزي به تفكيك تزريق شد. در پايان روز 21 به تمام موش ها نالوكسان (2 ميلي گرم بر كيلو گرم) تزريق و علايم ترك اعتياد آنها براي 30 دقيقه مطالعه شد. يافته ها: تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته هاي لكوس سرولئوس و پاراژيگانتوسلولاريس علايم ترك اعتياد را بيش تر از تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته تگمنتوم شكمي مغز كاهش داد.نتيجه گيري: هنگام تزريق حاد اسيد اسكوربيك براي كاهش علايم ترك اعتياد، سيستم دوپامينرژيك مؤثرتر از سيستم گلوتامينرژيك عمل مي كند.
نویسندگان: پدرام عظیم زاده, سید مسعود حسینی, سجاد مجیدی زاده بزرگی
کلیدواژه ها : نوروويروس - گاستروانتريت - تهران
: 7552
: 18
: 0
ایندکس شده در :
چكيدهزمينه و هدف: نوروويروسهاي انساني (NoVs) يكي از مهمترين عوامل شايع گاستروانتريتهاي حاد هستند. نوروويروسها بسيار عفونياند و انتقال آنها به صورت فرد به فرد و از راه مدفوعي- دهاني ميباشد. نوروويروسها را ميتوان به پنج ژنوگروه تقسيمبندي كرد كه ژنوگروههاي I و II به عنوان عامل عمده عفونتهاي نوروويروسي در انسان شناخته شده است. اطلاعات كافي در رابطه با اسهالهاي نوروويروسي مربوط به افراد بزرگسال در تهران وجود ندارد. هدف اين مطالعه تعيين ميزان عفونت نوروويروسي در افراد بالاي 18 سال با مشكلات گوارشي و اسهالهاي حاد كه به بيمارستان شهدا تجريش در تهران مراجعه كردهاند است.روش بررسي: 67 نمونه مدفوعي از بيماران بالاي 18 سال كه دچار اسهالهاي حاد بودند، در تهران بين خرداد ماه 1387 تا بهمن 1387 جمعآوري شد. RNA استخراج و RT-PCR به وسيله پرايمرهايي كه طراحي شده بودند و ميتوانستند بين ژنوتايپ I و II نوروويروس تمايز قائل شوند انجام گرديد.يافتهها: RNA نوروويروس در 3 نمونه مدفوعي بيمار (5/4%) رديابي گشت. هر سه نمونه مثبت متعلق به ژنوگروه I بود و در فصل پائيز شناخته شد. متوسط سن افراد مبتلا 7/8±32 سال بود. نتيجهگيري: اين نتايج نقش نوروويروس را به عنوان يك عامل ويروسي مسؤول در موارد گاستروانتريت در افراد بزرگسال آشكار ميكند. همچنين اين نتايج نشان دهنده برتري ژنوتايپ I نوروويروس در گاستروانتريتهاي حاد افراد بزرگسال در تهران است.كليد واژهها: نوروويروس، گاستروانتريت، تهرانوصول مقاله: 3/12/88 اصلاحيه نهايي: 2/3/89 پذيرش مقاله: 17/4/89
نویسندگان: سید مسعود حسینی
کلیدواژه ها : كليد واژه ها سبك يادگيري - آموزش پرستاري - عملكرد دانشگاهي - پيشرفت تحصيلي
: 12489
: 514
: 0
ایندکس شده در :
چكيدهزمينه : عوامل زيادي بر فرآيند تدريس– يادگيري تاءثير مي گذارند. يكي از اين عوامل سبك يادگيري فرد است.هدف : مطالعه به منظور تعيين سبك هاي يادگيري دانشجويان پرستاري دانشگاه علوم پزشكي قزوين و تعيين رابطه آن با ميانگين نمره پيشرفت تحصيلي آنها انجام شد.مواد و روش ها : اين مطالعه مقطعي بر روي تمام دانشجويان پرستاري شاغل به تحصيل در نيمسال دوم سال تحصيلي 80- 1379 انجام شد. پرسش نامه شامل سؤال هاي دموگرافيك و 12 سؤال مربوط به سبك هاي يادگيري (كلب) بود. در مجموع 195 نفر از دانشجويان با پر كردن پرسش نامه در مطالعه شركت كردند. داده ها با استفاده از آمار توصيفي و آزمون مجذور كاي تجزيه و تحليل شدند.يافته ها : بيش تر دانشجويان (%8/53) داراي سبك يادگيري جذب كننده بودند و بقيه سبك هاي يادگيري عبارت بودند از همگرا (%9/28)، واگرا (%2/11) و انطباق يابنده (%1/6). ارتباط آماري معني داري بين سبك يادگيري و ميانگين نمره دانشجويان مشاهده نشد.نتيجه گيري : دانشجويان پرستاري داراي سبك هاي يادگيري متفاوتي هستند و مدرسين بايد به اين نكته توجه نمايند و از روش هاي تدريس مختلف استفاده كنند. به نظر مي رسد يادگيرندگان در برخورد با يادگيري موضوع ها از انعطاف بالايي برخوردارند
نویسندگان: محمود محمودیان شوشتری, سید مسعود حسینی, زهره شریفی
کلیدواژه ها : پاروويروس - اهداكنندگان خون - شيوع - PCR
: 11772
: 24
: 0
ایندکس شده در :

  

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  پاروويروس B19 انساني، ويروسي بسيار كوچك با DNA تك رشتهاي، بدون پوشش و عضو خانواده پاروويريده ميباشد. پاروويروس B19 انساني موجب بروز تعدادي از بيماريهاي باليني شامل اريتماي عفوني(بيماري پنجم)، هيدروپس فتاليس، بحران آپلاستيك گذرا، آرتروپاتي و كم خوني مادرزادي ميشود. انتقال ويروس از طريق تنفس، انتقال خون و فرآوردههاي خوني است. DNA ي B19 از طريق روشهاي حساس PCR قابل تشخيص است. بررسيهاي قبلي نشانگر آن است كه افرادي كه ايمونوگلوبولين از نوع IgG ضد ويروس در خونشان ظاهر شده، از نظر وجود ويروس منفي هستند. آنتيباديهاي كلاس IgM پاروويروس B19 انساني به طور معمول براي چندين ماه و آنتيبادي كلاس IgG پاروويروس B19 براي چندين سال و حتي تا پايان عمر دوام دارند. هدف اين مطالعه تعيين شيوع پاروويروس B19 انساني در بين اهداكنندگان خون در تهران بود.

  مواد وروشها

  مطالعه انجام شده از نوع مقطعي بود. به روش نمونهگيري تصادفي، سرم 730 اهداكننده خون كه از نظر anti-HIV Ab ، HBsAg و anti-HCV Ab منفي بودند، به لحاظ حضور IgM و IgG عليه پاروويروس B19 ابتدا به روش الايزا بررسي شدند. سپس نمونه تمام سرمها براي حضور DNA ويروس با روش semi-nested PCR مورد بررسي قرار گرفتند.

  يافتهها

  از ميان 730 اهداكننده خون، 4 نفر(5/0%) در سرم آنتيبادي خاص IgM داشتند و سرم اين افراد براي IgM anti-B19 مثبت گزارش شد. از ميان اين تعداد اهداكننده، 338 نفر(50-7/42 = 95% CI ، 3/46%) براي آنتيبادي خاص IgG مثبت بودند. DNA ي پاروويروس B19 در هيچ يك از سرمهاي اهداكنندگان يافت نشد.

  نتيجه گيري

  با اين كه عفونت B19 در برخي دريافتكنندههاي خون ميتواند عوارض زيادي به همراه داشته باشد، هنوز غربالگري اهداكنندگان براي اين ويروس اجباري نيست. از يك طرف شيوع IgG در ميان اهداكنندگان تهراني بالا بود و از طرف ديگر، هيچ يك از نمونهها براي DNA ي B19 مثبت ديده نشد كه اين به معناي پايين بودن خطر انتقال ويروس از طريق انتقال خون ميباشد. مطالعات بيشتري بر روي تعداد زيادي از اهداكنندگان و هم چنين گروههاي پر خطر لازم است.

  كلمات كليدي : پاروويروس، اهداكنندگان خون، شيوع، PCR