مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سید مسعود حسینی
کلیدواژه ها : كليد واژه ها سبك يادگيري - آموزش پرستاري - عملكرد دانشگاهي - پيشرفت تحصيلي
: 12779
: 514
: 0
ایندکس شده در :
چكيدهزمينه : عوامل زيادي بر فرآيند تدريس– يادگيري تاءثير مي گذارند. يكي از اين عوامل سبك يادگيري فرد است.هدف : مطالعه به منظور تعيين سبك هاي يادگيري دانشجويان پرستاري دانشگاه علوم پزشكي قزوين و تعيين رابطه آن با ميانگين نمره پيشرفت تحصيلي آنها انجام شد.مواد و روش ها : اين مطالعه مقطعي بر روي تمام دانشجويان پرستاري شاغل به تحصيل در نيمسال دوم سال تحصيلي 80- 1379 انجام شد. پرسش نامه شامل سؤال هاي دموگرافيك و 12 سؤال مربوط به سبك هاي يادگيري (كلب) بود. در مجموع 195 نفر از دانشجويان با پر كردن پرسش نامه در مطالعه شركت كردند. داده ها با استفاده از آمار توصيفي و آزمون مجذور كاي تجزيه و تحليل شدند.يافته ها : بيش تر دانشجويان (%8/53) داراي سبك يادگيري جذب كننده بودند و بقيه سبك هاي يادگيري عبارت بودند از همگرا (%9/28)، واگرا (%2/11) و انطباق يابنده (%1/6). ارتباط آماري معني داري بين سبك يادگيري و ميانگين نمره دانشجويان مشاهده نشد.نتيجه گيري : دانشجويان پرستاري داراي سبك هاي يادگيري متفاوتي هستند و مدرسين بايد به اين نكته توجه نمايند و از روش هاي تدريس مختلف استفاده كنند. به نظر مي رسد يادگيرندگان در برخورد با يادگيري موضوع ها از انعطاف بالايي برخوردارند
نویسندگان: رامین سرچمی
کلیدواژه ها : دانشجو - استاد - ارزشيابي - دانشگاه
: 3922
: 84
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: علي رغم كاربرد فراوان نظر دانشجويان در ارزشيابي اساتيد، شواهد پژوهشي گوياي آن است كه اظهار نظر دانشجويان متاثر از عواملي است كه با موضوع ارزشيابي چندان ارتباطي ندارد و صرفا به ويژگي هاي خاص استاد مربوط مي شود. هدف: مطالعه به منظور تعيين ديدگاه هاي دانشجويان در مورد اولويت هاي ارزشيابي اساتيد انجام شد. مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفي در نيمه دوم سال تحصيلي 80-1379 بر روي كليه دانشجويان رشته هاي مختلف دانشگاه علوم پزشكي قزوين (1400 نفر) انجام شد. جمع آوري داده ها از طريق پرسشنامه اي بود كه توسط محققين و از طريق واحدهاي آموزش دانشكده ها در بين دانشجويان توزيع و مجددا از همين طريق جمع آوري شد. يافته ها: يافته ها نشان داد كه از نظر اكثر دانشجويان (%2/85) مهم ترين اولويت در ارزشيابي استاد، "تسلط بر موضوع درس" بود. در بخش ويژگي هاي فردي، "داشتن اعتماد به نفس" (% 5/78)؛ در بخش مهارت هاي ارتباطي، "برقراري ارتباط صميمانه با دانشجو" (% 8/69)، در بخش رعايت اصول و قوانين آموزشي، "رعايت زمان دقيق شروع و پايان كلاس" (%9/36) و در بخش مهارت هاي ارزشيابي، "برگزاري امتحان جامع و دقيق در پايان ترم" (% 2/34) مهم ترين اولويت بود. اكثر واحدهاي مورد پژوهش (% 3/33) نتايج ارزشيابي هاي فعلي از اساتيد را تا حدودي با واقعيت منطبق مي دانستند و % 3/10 ايشان ارزيابي هاي فعلي را اصلا با واقعيت منطبق نمي دانستند. نتيجه گيري: اگرچه دانشجويان برخي از عوامل بسيار مهم در ارزشيابي اساتيد را به خوبي تشخيص مي دهند، اما همه آنچه را كه بر اساس معيارهاي علمي براي يك استاد خوب لازم است، مهم نمي دانند و همين امر ممكن است از اعتبار و پايايي ارزشيابي هاي دانشجويي بكاهد.
نویسندگان: سید مسعود حسینی
کلیدواژه ها : کلیدواژه¬ها اسيد اسكوربيك - لکوس سرولئوس - تگمنتوم شکمی - پاراژيگانتوسلولاريس - اعتياد به مواد مخدر - موش
: 7307
: 402
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: مطالعه هاي اخير نشان مي دهند كه سيستم هاي گلوتامينرژيك و دوپامينرژيك در بروز علايم ترك اعتياد دخالت دارند. اسيد اسكوربيك كه از انتهاي نورون هاي گلوتامينرژيك آزاد مي شود، باعث تعديل فعاليت اين دو سيستم در هسته هاي لكوس سرولئوس، تگمنتوم شكمي و پاراژيگانتوسلولاريس و تعديل رفتارهاي حيوان مي شود. هدف: مطالعه به منظور تعيين تأثير تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته هاي لكوس سرولئوس، پاراژيگانتوسلولاريس و تگمنتوم شكمي مغز بر سندرم ترك اعتياد به مرفين در موش هاي سفيد صحرايي انجام شد.مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربي كه در سال 1386 در دانشگاه علوم پزشكي قزوين انجام شد،80 موش صحرايي نر نژاد ويستار با وزن 250 تا 300 گرم به دو گروه تقسيم شدند. گروه شاهد (10 موش) محلول آب و سوكروز 3 درصد دريافت كردند. گروه معتاد (70 موش) محلول آب و سوكروز 3 درصد و مرفين ( به ترتيب هركدام از دوزهاي 4/0، 3/0، 2/0 و 1/ ميلي گرم بر ميلي ليتر براي 48 ساعت و 4/0 ميلي گرم بر ميلي ليتر براي بقيه روزها تا روز 21 ) دريافت كردند. اين گروه معتاد به 7 زير گروه يك گروه مرفين، سه گروه sham operated و سه گروه مرفين- اسيد اسكوربيك تقسيم شدند. حيوان هاي گروه operated sham كانول گذاري شدند، ولي محلولي به هسته هاي مغزي آنها تزريق نشد. در گروه مرفين- اسيد اسكوربيك در پايان روز 21 و پنج دقيقه قبل از تزريق نالوكسان، يك ميكرو ليتر محلول اسيد اسكوربيك 8 ميكرو گرم در ميكروليتر به درون هسته هاي مغزي به تفكيك تزريق شد. در پايان روز 21 به تمام موش ها نالوكسان (2 ميلي گرم بر كيلو گرم) تزريق و علايم ترك اعتياد آنها براي 30 دقيقه مطالعه شد. يافته ها: تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته هاي لكوس سرولئوس و پاراژيگانتوسلولاريس علايم ترك اعتياد را بيش تر از تزريق اسيد اسكوربيك به درون هسته تگمنتوم شكمي مغز كاهش داد.نتيجه گيري: هنگام تزريق حاد اسيد اسكوربيك براي كاهش علايم ترك اعتياد، سيستم دوپامينرژيك مؤثرتر از سيستم گلوتامينرژيك عمل مي كند.
نویسندگان: محمود محمودیان شوشتری, سید مسعود حسینی, زهره شریفی
کلیدواژه ها : پاروويروس - اهداكنندگان خون - شيوع - PCR
: 12278
: 24
: 0
ایندکس شده در :

  

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  پاروويروس B19 انساني، ويروسي بسيار كوچك با DNA تك رشتهاي، بدون پوشش و عضو خانواده پاروويريده ميباشد. پاروويروس B19 انساني موجب بروز تعدادي از بيماريهاي باليني شامل اريتماي عفوني(بيماري پنجم)، هيدروپس فتاليس، بحران آپلاستيك گذرا، آرتروپاتي و كم خوني مادرزادي ميشود. انتقال ويروس از طريق تنفس، انتقال خون و فرآوردههاي خوني است. DNA ي B19 از طريق روشهاي حساس PCR قابل تشخيص است. بررسيهاي قبلي نشانگر آن است كه افرادي كه ايمونوگلوبولين از نوع IgG ضد ويروس در خونشان ظاهر شده، از نظر وجود ويروس منفي هستند. آنتيباديهاي كلاس IgM پاروويروس B19 انساني به طور معمول براي چندين ماه و آنتيبادي كلاس IgG پاروويروس B19 براي چندين سال و حتي تا پايان عمر دوام دارند. هدف اين مطالعه تعيين شيوع پاروويروس B19 انساني در بين اهداكنندگان خون در تهران بود.

  مواد وروشها

  مطالعه انجام شده از نوع مقطعي بود. به روش نمونهگيري تصادفي، سرم 730 اهداكننده خون كه از نظر anti-HIV Ab ، HBsAg و anti-HCV Ab منفي بودند، به لحاظ حضور IgM و IgG عليه پاروويروس B19 ابتدا به روش الايزا بررسي شدند. سپس نمونه تمام سرمها براي حضور DNA ويروس با روش semi-nested PCR مورد بررسي قرار گرفتند.

  يافتهها

  از ميان 730 اهداكننده خون، 4 نفر(5/0%) در سرم آنتيبادي خاص IgM داشتند و سرم اين افراد براي IgM anti-B19 مثبت گزارش شد. از ميان اين تعداد اهداكننده، 338 نفر(50-7/42 = 95% CI ، 3/46%) براي آنتيبادي خاص IgG مثبت بودند. DNA ي پاروويروس B19 در هيچ يك از سرمهاي اهداكنندگان يافت نشد.

  نتيجه گيري

  با اين كه عفونت B19 در برخي دريافتكنندههاي خون ميتواند عوارض زيادي به همراه داشته باشد، هنوز غربالگري اهداكنندگان براي اين ويروس اجباري نيست. از يك طرف شيوع IgG در ميان اهداكنندگان تهراني بالا بود و از طرف ديگر، هيچ يك از نمونهها براي DNA ي B19 مثبت ديده نشد كه اين به معناي پايين بودن خطر انتقال ويروس از طريق انتقال خون ميباشد. مطالعات بيشتري بر روي تعداد زيادي از اهداكنندگان و هم چنين گروههاي پر خطر لازم است.

  كلمات كليدي : پاروويروس، اهداكنندگان خون، شيوع، PCR